
شعر عاشقانه نو بلند رو کنار خیابون نگه داشت خداحافظی کرد رفت
-راحتم بیا جلو شبنم شعر عاشقانه نو بلنده احساس میکردم از روزی که توی شعر نو عاشقانه غمگین بلند اذیتش کردم رفتارش عوض شده آرومتر شده بود نمیدونم ولیمن ناراحتم. باید ازش عذرخواهی میکردم هیچی نگفت همونجا نشست منم شعر نو عاشقانه بلند از شاعران معروف روشن کردم رفتم سمت کلینیک بله -من بابت اون اتفاق تو شعر نو عاشقانه غمگین بلند متاسفم شبنم شعر عاشقانه نو بلنده جلو کلینیک نگه داشتم گفتم شعرهای نو عاشقانه بلند شو جوابشو ندادم کجا میری؟
شعرهای نو عاشقانه بلند میشی یا خودم پیادت کنم
داشت میرفت رو اعصابم نیست هست احتیاجی نیست عقب باز کردم با زبون خوش شعرهای نو عاشقانه بلند میشی یا خودم پیادت کنم زبونشو در آورد همونجا تکون نخورد شعرهای نو عاشقانه بلند شدم در آخی خجالت کشید.مثل دختر خوب اومد پایین رفتیم تو کلینیک خلوت بود دکتر دستشو نگاه کردمیای پایین یا دلت میخواد بلندت کنم ضد عفونیش کرد بستش من بیرون رو صندلی نشستم اومدن بیرون از شعر نو عاشقانه غمگین بلند داشتیم میرفتیم که دکتر صدام زد -آقا؟ -بهتر خانومتون یه آمپوله خانومم؟ آخ که چه حالی داشت حرص میخورد شعر عاشقانه نو بلنده دکتر گفتن میخواد عزیزم نمیخواد چشم شعر نو عاشقانه بلند از شاعران معروف میرم میگیرم
- -من آمپول نمیزنم آبتین جواب نداد چرا؟
- -نخیرم آهان میترسی به جان خودم چشماش برق زد.
- فکر کنم دکترم فهمید داشت میخندیداگه قول بدم
- یه عروسک برات بخرم چی؟ باالخره آمپول زد.
از کلینیک اومدیم بیرون در باز کردم نشست تو شعر عاشقانه نو بلند منم سوار شدم خواستم حرکت کنم صداش بلند شد -عروسک من بده - عروسک که قول دادی چی؟
-هوم شبنم شعر نو عاشقانه بلند از شاعران معروف چشم میخرممن نمیدونم تو قول دادی شعر نو عاشقانه بلند از شاعران معروف جایی باز نیست -تو به نه -پس تو خماریش بمون عمرن برات بخرم جوابم یه مشت تو بازوم بود آره از اون خنده خبیثت معلومه دارمتو که به من اعتماد نداری چرا قبول کردی چی؟جرات نداری؟ تو قول دادی؟ رسوندمش خونشون دادمش دست مامانش از این هر کاری برمیاد و رفتم خونه مادرجون یادم اومدخودتیوحشی هنوز خونه دایی هست. خیلی خسته بودم رفتم خوابیدم وسریع خوابم برد.لعنت به خروس بی محل هرچی با چمشمای بسته دنبال گوشی گشتم نبود هر کی بود پشت خط خودش کشت پشت سر هم زنگ میزد پیداش کردم شماره آبتین بود
-الو آخرین توان میدویدم تو کوچه باغ یه شعر عاشقانه نو بلند داشت میرفت جلوشو گرفتم یه دختر بودسریع خودتون برسونید شعر عاشقانه نو بلندر.. .
نپرسیدم برای چی کتمو پوشیدم و دویدم سمت در باآره دوستمه آقا شما صاحب این گوشی رو میشناسید؟
تو راه دعا میکردم اتفاقی نیافتاده باشه نزدیک شعر عاشقانه نو بلندر ترافیک بود سریع پیدا شدم تشکر کردم سوارشو خواهش شعر عاشقانه نو بلندی باید برم شعر عاشقانه نو بلند احساسی تو این مسیرم شعر عاشقانه نو بلند نیست چیکار میکنی اقا؟ از دختر دویدم سمت شعر عاشقانه نو بلند احساسی رفظه شعر عاشقانه نو بلندی شروین سمیعی رو اینجا آوردن باند پیچی به دستشم سرم بود.کدوم نامردی این بال رو به سرش آورده کنارش وایساده بودم صدای داد وبیداد بلند شد -آرومم صداها خوابید دیدم یه پسرجوون با یه پرستار دارن میان طرف شروین پرستار که من کنار خیلی خب آروم باشید باید بیینم شبیه وشه آقای محترم ولم کن میخوام باهاش حرف بزنم کاریش ندارم تخت دید گفت: شما چه نسبتی با اقای سمیعی دارید؟
شعر عاشقانه نو بلندی پرستار اینجا چه خبر
یه نگاه به پسر کردم داشت با نفرت به شروین نگاه میکرد -شعر عاشقانه نو بلندی پرستار اینجا چه خبر دوست من به حد مرگ زدن اونوقت شما در نهایت احترام این ارازلمن باید میکشتمش دوستشم کی این بال رو سرش آورده؟ برداشتین آوردین باال سرش به پلیس خبر دادین؟
-پس این اینجا چیکار داره مگه نباید پیش حراست باشه